I was climbing mount Sabalan for the secound time which I was excited for as it was a high one (4811m). Our teammate was excitedly and sweetly narrating the story of Messner and Peter Habeler on mount Everest and my soul...
That day, I could not even dream about the moment I will buy Messner's newly published book to read in his own language!
A big thank you to my good friends of Mountainflower blog, who informed me of the existence of this book'.

نام مسنر را نخستین بار، هنگامی شنیدم که روی کوه سبلان بودم. نزدیک ۱۵ ماه بود که کوهپیمایی را آغاز کرده بودم. اینترنت هنوز رواج چندانی نداشت و من سایتی به جز یاهو نمیشناختم! هر چه که دربارهی کوه میدانستم از دیگران شنیده بودم. دو یا سه جلد هم از فصلنامه کوه خوانده بودم.
برای بار دوم بود که روی سبلان گام برمیداشتم و همین خودش برایم هیجانی داشت. همنوردمان داشت با آب و تاب داستان صعود رینولد مسنر و پیتر هابلر را بر روی اورست برایمان میگفت و گوشهای تشنهی یادگیری من، واژه واژهی سخنان او را به جان میخرید.
آن روز حتی در هفت آسمان خیالم هم نمیگنجید که روزی کتاب تازه چاپ شدهی مسنر را در سرزمین خودش و به زبان خودش خواهم خواند...
سپاس فراوان از دوستان خوبم در گل کوه که دربارهی این کتاب، آگاهی رسانی کردند.
برچسب:
نویسنده: هلیا صمیمی